سلام سلام و نگرانی های من برای ازمایشت.......
دختر عزیزم سلام بعداز مدتها اومدم تا برات خاطره بنویسم اخه خیلی مشغولم ازقبل عید که اوریون داشتم وبعدش هم مشغول بودم حسابی الان ساعت 2:10 وتازه خوابیدی این روزها همه فکر وذکرم آز خونت بوده اخه برا چک اپ 1سالگی هموگلوبین وبقیه فاکتورهات کم بود ودر کل کم خونی داری ولی نگرانیم از مینور بودنته اخه دکتر به شک انداختم واون هفته بعد از 2ماه که اهن رو بیشتر کرد وفولیک اسید هم میدمت بردمت با باباجون ازمایشگاه فدات بشم خیلی گریه کردی باباجون هم طاقت گریه هاتو نداره اصلا تو دلم گفتم کاش نمی اوردمون که ناراحت نشه خلاصه تا بعداز یک هفته اماده شد اخه الکتروفورز بود که قطعی معلوم بشه خلاصه اتقدر برگه رو زیر ورو کردم وتو نت سرچ کردم که مریض شدم (تب ...
نویسنده :
مامان زینب
14:28





