ریحانه جونمریحانه جونم، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه سن داره
محمدرضا جونممحمدرضا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه سن داره
رونیکا جونمرونیکا جونم، تا این لحظه: 7 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره

گل های خوشبوی مامان وبابا

من مامان زینب مامان سه فرشته ی ناز هستم و خاطرات وروزمرگی هامون رو اینجا ثبت میکنم🌺

تولد ۸سالگی ریحانه جانم

سلام سلام خیلی وقته فرصت نکردم بیام اینجا  و بنویسم  از این مدت بگم  مشغول کلاسهای آنلاین ریحانه جان و محمدرضا جان وتکالیفشون وهمچنین کلاسهای حضوری ومجازی خودم بعد از تصمیم گیری درباره تولد ریحانه بالاخره تصمیم براین شد که بخاطر شرایط کرونا تولد رو در فضای باز بگیریم و روز ۵شنبه ۲۵دی جشن رو گرفتیم از شب گذشته مشغول تدارکات الویه وژله و...بودم به کمک مامان حون سیمین  انقدر تهیه دیدیم ودعوت کردیم ولی چند نفر از میهمانها دعوت رو لغو کردن لحظه آخر ومن ناراحت شدم 😏 خلاصه حسابی مشغول بودیم و ریحانه از طرح کیک و‌‌‌‌‌...بی خبر بود تا ظهر خاله معصومه کیک رو آورد 🤩🤩 و...
24 بهمن 1399

تولد ۸سالگی ریحانه جانم

سلام سلام خیلی وقته فرصت نکردم بیام اینجا  و بنویسم  از این مدت بگم  مشغول کلاسهای آنلاین ریحانه جان و محمدرضا جان وتکالیفشون وهمچنین کلاسهای حضوری ومجازی خودم بعد از تصمیم گیری درباره تولد ریحانه بالاخره تصمیم براین شد که بخاطر شرایط کرونا تولد رو در فضای باز بگیریم و روز ۵شنبه ۲۵دی جشن رو گرفتیم از شب گذشته مشغول تدارکات الویه وژله و...بودم به کمک مامان حون سیمین  انقدر تهیه دیدیم ودعوت کردیم ولی چند نفر از میهمانها دعوت رو لغو کردن لحظه آخر ومن ناراحت شدم 😏 خلاصه حسابی مشغول بودیم و ریحانه از طرح کیک و‌‌‌‌‌...بی خبر بود تا ظهر خاله معصومه کیک رو آورد 🤩🤩 وحدود ساعت ۳ونیم ...
24 بهمن 1399

از تحویل ماشین تا کلاس رانندگی

سلام سلامی به زیبایی زمستان به عزیزای دلم قشنگای من بالاخره بعد از حدود دوماه روز ۱۳دی ماشین رو تحویل گرفتیم چقدر خوشحال شدید و ذوق کردید مخصوصا محمدرضا  از ۳۰ آذر هم کلاس های عملی رانندگی رفتم یعنی شب یلدا تا روز شنبه گذشته یعنی۱۳دی تمام شدند خیلی سخت بود چون ده دقیقه به ۷ میرفتم وهوا تاریک بود  وچند روز بعدش یعنی ۱۷(بعد از چند هفته که ازمون بخاطر کرونا کنسل بود برگزار شد شانس من )ومن هم ازمون دادم وبار اول قبول شدم⚘ تا این هفته که شهری باید بدم دیشب تولد سارا بود خونه عمه خوب بود  این هفته هم تولد ریحانه است نمیدونم چه کنم هم دوست داریم هم میترسم  کیک رو سفارش دادم به پیج خال...
19 دی 1399

۹۹/۹/۹وگفتن ماما

سلام سلام سلام  به عزیزای دلم این روزها خیلی مشغول مدرسه وتکالیف و...هستم ونیومدم اینجا تکالیف ریحانه زیاد شدن وبیشتر اوقات بداخلاقی میکنه برای انجام دادنشون محمدرضا هم همینطور همش در حال کشمکش هستیم....😑 حدود ده روز هست که سمند آفتاب سوخته 😁رو فروختیم والان وسیله نداریم بیشتر بابا سختشه که میره سرکار والان قدرشو بیشتر میدونیم  شوشتر رفتن ساده کمتر از۲۰۰نمیشه 😳 دوروز میشه که رونیکا یاد گرفته میگه ماما خودش هم ذوق میکنه وتکرار میکنه... فعلا چیز دیگه ای یاد نگرفته که بگه ولی همه چیز متوجه میشی فدات شم لباس وسویشرت خریدم برات چقدر ذوق کردی ☺☺ انگشت پاهات زخم شده همش نشونش میدی ومیگی اوخخ  اویییی بردمت د...
9 آذر 1399

۱۸ماهگی رونیکا عسلی

سلام به عزیزای دلم ریحانه خانم آقامحمدرضا و رونیکا عسلی  عزیزای دلم  از حال وهوای این روزا بگم که خوبیم خداروشکر عزیزای دلم سلامت هستن در کنارم وخداروشکر🌷 هر روز رونیکا رو میزارم پسش آجی وداداش وبه مدرسه میرم گرچه دلم پیشتونه ونگرانم از دوهفته پیش گریه ها وبی قراری های رونیکا خیلی بیشتر شده ومدام نق میزنه و خیلی وابسته شده وهیچ نمیخوره بردیمش پیش دکتر متخصص و معاینه کرد،گفت خداروشکر مشکلی نداره فقط وزنش کمه وعلت بی قراری ونق هاش گفت بخاطر اینه که بد قلقه و وابسته😬😬😬 آزمایش ادرار نوشت برای اطمینان که عفونت نداشته باشه دیه شربت تقویتی  این هفته بخاطر افزایش آمار کرونا مدرسه تعطیل شد ومن تونستم در کن...
24 آبان 1399

رو نمایی از عکسهای آتلیه

بالاخره عکاس فایل عکسها رو برام فرستاد و منتظر چاپ هستیم بزارم .                   سوپرایز  یک سالگی عروسک مامان  بگو ماشالله   چتد روز پیش رونیکا اولین بار بردیم کنار آب شوشتر  اولش حتی میترسید دست بزنه تو اب ولی بعد خوشش اومد چند تاعکس هم از اولین تجربه بیرون رفتن دخترم کنار آب میزارم راستی به اصرار محمدرضا قایق سواری هم کردیم نمای زیبا ولی شلوغ😅 اینم از این زاویه بعد از ماه ها از خونه اومدیم بیرون صبحانه خوردیم و برگشتیم  ...
27 شهريور 1399

گهواره پر....💪

سلام سلام عزیزم  سلام سلام نفسم ❤ دیروز ظهر بابا از انبار تخت قبلی آجی رو آورد که برات بزاریم تو اتاق و گهواره رو جمع کنیم از عصر مشغول فکر وطراحی جاش بودیم و جابه جایی و.... تا شب موقع خواب آماده شد خیلی خسته شدیم😅 تختت رو سمت دیوار گذاشتیم که بشه از کشو تخت استفاده کنیم وفضا بازتر میشه  ولی کنار تختمون دید نداره بهت(پیشنهاد من)خلاصه دیشب اولین شبی بود که بعد از ۱۶ ماه بدون گهواره خوابیدی😶 مگه میخوابیدی کلک شیرتو خوردی می خوایتی بیای بیرون🙄 انقدر لالایی وشعر و... تا خواب رفتی ولی تا من گیج شدمنیم ساعت بعد بیدار شدی تا صبح صد بار بیدار شدی وگریه نصفه شب بابا اومد پیشت بدیش اینه که بایداز جا بلند ...
27 شهريور 1399

شروع سال تحصیلی شهریوری کرونایی

سلام عزیزانم  الان حدود ۷ماهه که کرونا دست از سرمون برنداشته امسال از ۱۵شهریور باید مدرسه میرفتیم ومن از تیر ماه دنبال کارای مدرسه و ابلاغ بودم دنبال مدرسه ای بودم که بشه آجی ریحانه رو با خودم ببرم داداشی هم نزدیکم باشه و کسی هم پشمکم رو بگیره❤  پشمک زعفرونی مامان 👱🏼‍♀️ عزیزم 🙋🏼‍♀️ دبستان طاهره برا معاونتم درخواست دادن ولی مسئول قبول نکرد وگفت کمبود نیرو داریم و... من هم که نه پارتی نه آشنا  خلاصه برا دبستان اطهر ابلاغ گرفتم به امید اینکه کارم رو درست میکنن دو سه روز که تایم ظهر بودم بابا بردت خونه مامان صفیه  (🤥البته کسی خبر نداشت  جز حافظ وسعدی 😁) ولی این هفته که صبح ش...
27 شهريور 1399

بالاخره آتلیه رفتیم😅🌹

سلام سلام  خیلی وقته نیومدم اینجا تنبل شدم یا فرصت نمیکنم؟ مسئله این نیست😅 مسئله وخبر اینکه بعد از ۱۵ماه رفتیم آتلیه 💪 ولی از رونیکا چی بگم که همش بداخلاقی وگریه و البته همش بغلم رو میخواست ویا بغل باباش خیلی اذیت کردی گوگولی من البته وسطاش فهمیدم که خرابکاری کردی در حد تیم ملی 😑😑😑عوضت کردم ولی زیاد تغییری حاصل نشد غریبی میکردی و فضا نا اشنا بود که حق داشتی و۳ساعت بیشتر اونجا بودیم وبا چه دردسری چند تا عکس گرفتیم خانم عکاس تعجب کرده بود که چرا ازش عکس نگرفتم تا حالا🙄   این مدت چه اتفاقاتی رخ داد؟ ♨️دست زدن تو ۱۳مین سالگرد عقد مامان بابا۱۲مرداد۹۹ ♨️الله کردن یعنی ۲دسته...
31 مرداد 1399

راه افتادن گل دخترم

سلام سلام عشقای من  سلام عروسک کوکی من عزیزم خوشکلکم حدود یک هفته اس که دیگه راه میری یعنی وقتی ۱سال و۱ماهت شده بود  قشنگم مبارک باشه  انشالله قدم های موفقیت رو برداری  گلم دوسه روز پیش روز دختر بود منم یه جشن کوچولو برا گل دخترهام گرفتم که بدونید چقدر عزیزید چقدر گلید برامون دیشب هم نامزدی سارا جون بود عکس بزارم؟🤔 😍🤩 با اینکه مجلس خیلی خیلی خودمونی بود ولی رونیکا رو بردیم پیش خاله سوسن(بخاطر کرونا) آخرشب بعد از پایان مراسم بابایی اومد جلوت😍که گلم  بی تو صفا نداره 🌷🌷 من فدای نای نای کردنت🌹 باید یه فیلم کوتاه بزارم میشه؟ ...
7 تير 1399